|
مراحل پياده سازي استاندارد ISO10015
در شرکتهای متقاضی بهمراه متن استاندارد
مقدمه آموزش سازماني به لحاظ وجود نارسايي در فرآيندهاي كاري و رفتاري و لزوم برطرف نمودن اين گونه نقايص اهميت بسیاری دارد و اين بخاطر آنست كه از طريق آموزش جهتدار و اثربخش، ميتوان در مفروضات ذهني كاركنان، نوسازي و رفتارهاي جديدي را در سازمان ايجاد و جاري كرد. پايداري كيفيت خدمات سازمانها با استانداردهاي مختلف، ايجاد و دوام پيدا ميكند. براي پايدارتر و عميقتر كردن كيفيت و كسب مزيت پويايي در سازمان، لازمست در ابعاد مختلف بويژه منابع انساني سرمايهگذاري صورت گيرد. با مديريت علمي ميتوان در اين مورد به خوبي سرمايهگذاري انجام داد و خمير مايه اصلي كيفيت را در سازمان ايجاد كرد. استاندارد جهاني ايزو 10015 توسط كميته فني 176 ISO/TC مديريت و تضمين كيفيت و كميته فرعي SC3 تهيه شده است. نمايندگان 22 كشور، در دسامبر 1999 پيشنويس اصلي اين استاندارد را طراحي كردند كه بعنوان راهنمايي براي مجموعه فعاليتهاي آموزشي سازمانها بكار برده ميشود. اين استاندارد بينالمللي راهكارهايي بدست ميدهد كه سازمانها و منابع انساني آنها را در زمينه مسائل مربوط به آموزش ياري ميدهند. زماني كه براي تفسير اشارات مربوط به مباحث آموزش درگروه استاندارد ايزو 9000 در زمينه تضمين كيفيت و مديريت كيفيت به راهنمايي نياز است، ميتوان از استاندارد ايزو 10015 استفاده كرد. اهداف سازمان براي بهبود مستمر كه دربرگيرنده عملكرد منابع انساني است، ممكن است تحت تاثير گروهي از عوامل خارجي از جمله تغيير بازار، فناوري، نوآوري، ملزومات و نيازهاي مشتريان و سهامداران ديگر قرار گيرد. چنين تغييراتي ميتواند سازمان را به تحليل نيازهاي مرتبط با مهارت خود وادار كند. نقش اين استاندارد، تهيه راهنما براي سازمانها به منظور شناسايي و تجزيه و تحليل نيازهاي آموزشي و طراحي و برنامهريزي آموزش، تدارك براي آموزش، ارزشيابي آموزش، كنترل و بهبود فرآیند و اثربخشي بيشتر است و هدف آن كمك به سازمانهاست تا آموزش خود را به يك سرمايهگذاري موثرتر و كاراتر تبديل كنند. آموزش يك فرآیند چهار مرحلهاي است. يك فرآیند آموزش برنامهريزي شده و سيستماتيك ميتواند سهم بسزايي در كمك به سازمان در جهت توسعه و بهبود تواناييهايش براي رسيدن به اهداف كيفي داشته باشد. فرآیند آموزش در استاندارد ايزو 10015 درقالب مراحل زير ديده ميشود. الف) تعيين نيازهاي آموزشي ب) طراحي و برنامهريزي آموزشي پ) مديريت اجرايي آموزش ت) ارزشيابي نتايج آموزش ث) نظارت
مجموعه اقدامات ضروري براي دستيابي به ISO10015
گام اول: تعيين گروه كاري تشكيل يك گروه كاري در امور آموزش شامل: - نمايندگاني از واحدهاي داراي برنامه آموزشي. - مسؤول آموزش سازمان. - نماینده واحد منابع انسانی سازمان. - مشاور پروژه.
گام دوم: اجراي آموزشهاي موردنياز گروه بعد از تعيين گروه اجرايي، براي آشنايي افراد يك سلسله آموزشهاي كاربردي به آنها ارائه خواهد شد كه سرفصلهاي آن شامل موارد زير مي باشد: - كار گروهي - آشنايي با استاندارد ايزو 10015 - مستندسازي استاندارد ايزو 10015 - مميزي استاندارد ايزو 10015
گام سوم: رابطان آموزش در اين گام كليه قسمتهاي سازمان ملزم به معرفي يك نفر به عنوان رابط آموزش خواهند بود. پس از تعيين افراد مورد نياز يك دوره آموزشي آشنايي با استاندارد ايزو 10015 براي آنها برگزار و وظايفي كه در طول اجراي اين پروژه و در ادامه كار برعهده آنان مي باشد، كاملاً تشريح خواهدشد.
گام چهارم: بازنگري چارت سازماني و شرح وظايف آموزش چارت سازماني و شرح وظايف آموزش متناسب با نيازهاي استاندارد بازنگري خواهد شد.
گام پنجم: تعيين نيازهاي آموزشي ابتدا اهداف و استراتژيهاي كلان سازمان در زمينه سياستهاي آموزشي توسط كميته راهبردي سازمان تدوين و به كليه قسمتها ابلاغ خواهد شد، سپس گروه آموزش در جهت اجراي اين برنامهها و استراتژيها، به تدوين ماموريت، نقشه راه و پروژههايش اقدام خواهد كرد. براي تعيين نيازهاي آموزشي پرسنل، گروه كاري سه محور اصلي را مبناي كار خود قرارمي دهد: الف) تهيه و تدوين استانداردهاي مهارت و آموزش مشاغل در اين بخش ابتدا فهرست كليه مشاغل و سپس فرم جمعآوري اطلاعات مشاغل تهيه شده و در اختيار رابطان آموزش قرارخواهد گرفت تا اطلاعات مشاغل را از طريق مصاحبه و مشاهده جمعآوري كنند. در مرحله بعد كميتههاي تخصصي در سازمان تشكيل شده و براي مشاغل، استاندارد مهارت شغل تهيه و براساس آنها دورههاي آموزشي در جهت استانداردها تعيين خواهد گرديد. ب) تهيه و تدوين نيازهاي آموزشي در جهت اهداف و استراتژيهاي سازمان. تيم اجرايي طي جلسات متعددي با امور برنامهريزي استراتژيك، نيازهاي آموزشي در جهت برنامههاي استراتژيك شركت و اهداف سازماني را تدوين خواهدكرد. ج) تهيه و تدوين نيازهاي آموزشي پروژهها. با توجه به اجراي پروژههاي متعدد درحيطه سازمان، تيم اجرايي با كليه مديران پروژهها جلسات كارشناسي برگزار و به تعيين نيازهاي آموزشي پروژهها اقدام خواهدكرد. بعد از تعيين سه دسته نيازهاي آموزشي فوق، كليه پرسنل سازمان مورد ارزيابي قرار گرفته، نيازهاي آموزشي ايشان تعيين خواهد شد.
گام ششم: طراحي و برنامهريزي آموزشي كارهايي كه در اين بخش انجام ميشود عبارتند از: بازنگري آييننامه آموزشي بازنگري رويه اجرايي آموزشي تهيه دستورالعمل جذب و ارزيابي مدرسان و ارايه دهندگان خدمات آموزشي تعيين الگوي طراحي دورهها اين الگو از كاملترين الگوهاي طراحي دوره است و از جمله موارد مهم آن عبارتند از: تعيين اهداف آموزشي تعيين اهداف يادگيري (با توجه به حيطههاي يادگيري) محتواي كامل محتواي تدريس هر ساعت دوره روش ارزيابي فراگيران روش ارزيابي مدرسان روش اجرايي دوره متناسب با نيازهاي فراگيران بعد از تهيه اين الگو، كليه دورههاي آموزشي براساس آن طراحي خواهد شد تا بتواند ملاك عمل مناسبي براي اندازهگيري ميزان اثربخشي باشد. تهيه و تدوين برنامه زمانبندي شش ماهه اعلام برنامه زمانبندي به كليه رابطان آموزش
گام هفتم: اجراي آموزش انجام تمامي فعاليتهايي كه براي ارائه آموزش در برنامه آموزشي آمده، برعهده مجري آموزش است. مراحل اجرايي آموزش سه قسمت است:
الف) اقدامات قبل از اجراي آموزش، شامل: فراهم كردن مكان اجراي دورهها، چه موارد كلاسي به لحاظ تعيين الگوي مناسب چيدمان آنها و چه آن دسته آموزشهايي كه حين كار و يا در قالب خودآموزي، آموزشهاي الكترونيكي و بستههاي آموزشي ارائه ميشوند. توجيه مدرسان و شركتهايي كه به صورت پيمانكاري با امور آموزش درارتباطند به لحاظ محتوا و شرايط فراگير، توجيه فراگيران توسط رابطان آموزش فراهم كردن وسايل كمك آموزشي متناسب با سرفصل آموزش
ب) اقدامات حين اجراي آموزش، شامل: كنترل و نظارت بر عملكرد مدرسان و فراگيران هنگام اجراي آموزش اطلاع از عملكرد مدرسان و فراگيران ايجاد شرايط مناسب در دورههاي آموزشي بلند مدت براي اجراي آموختهها در حين انجام كار
ج) اقدامات بعد از اجراي آموزش، شامل: ارزيابي عملكرد مدرسان ارزيابي عملكرد فراگيران ارائه گزارش به مديراني كه پرسنل آنها در دورهها حضور داشتهاند.
گام هشتم: ارزشيابي نــتايج آموزش در اين گام به دو ديدگاه اصلي توجه ميشود: الف) ارزشيابي دورههاي آموزشي به لحاظ عملكرد مدرس، فرآیند آموزش و امكانات آموزشي. ب) اندازهگيري ميزان اثربخشي دورهها. در بخش اندازهگيري ميزان اثربخشي، از الگوي زير استفاده خواهد شد: 1- اندازهگيري اثربخشي دورههايي كه در زمان كوتاه ميتوان اثربخشي آنها را اندازهگيري كرد. اين دورهها عمدتاً دورههاي فني و كامپيوترياند. 2- اندازهگيري اثربخشي دورههايي كه در ميان مدت ميتوان اثربخشي آنها را اندازهگيري كرد كه دورههاي سيستمي و تخصصي عمدتاً از اين دستهاند. 3- اندازهگيري اثربخشي دورههايي كه در بلندمدت ميتوان شاهد آثار آنها بود كه دورههاي مديريتي عمدتاً در اين دسته قرار ميگيرند. اين روش اندازهگيري اثربخشي آموزشي، كاملاً كاربردي بوده و نتايج آن در نحوه عملكرد فراگيران توسط مدير مستقيم و خود فراگيران قابل اندازهگيري است و با مقايسه آن با شرايط اوليه فراگيران ميتوان ميزان تاثير اهداف يادگيري دوره را مشخص كرد. اگر دوره آموزشي اثربخشي مطلوبي نداشته باشد، مواردي كه بايد در فرآیند آموزش مورد بازنگري قرار گيرند، مشخص ميشود.
گام نهم: نظارت و بهسازي آموزش هدف اصلي نظارت بر آموزش به عنوان بخشي از سيستم كيفيت سازمان كسب اطمينان از اين موضوع است كه روند آموزش مطابق الزامات اجرا و مديريت ميشود. نظارت شامل بررسي تمامي فرآیندهاي آموزش در هريك از چهار مرحله است كه به صورت مداوم و براساس چكليستهاي مربوط در امور آموزش، انجام ميگيرد.
نتيجهگيري آنچه در ابتداي استقرار اين استاندارد مدنظر قرارخواهد گرفت، پرهيز از هرگونه كاغذبازي و افزايش بروكراسي اداري، جلوگيري از زياد و كمآموزي، ارائه آموزشهاي متناسب با نيازهاي واقعي پرسنل، افزايش كمي و كيفي آموزشها به صورت همزمان، بالا بردن اثربخشي برنامههاي آموزشي و از همه مهمتر استقرار يك مدل اجرايي و كاملاً كاربردي بوده كه در آن اخذ گواهينامه در اولويت نخست قرار ندارد بلكه پرورش نيروي انساني توانمند و كارا، مدنظر است كه بتواند در جهت تحقق اهداف سازمان گامهايي محكم و استوار و مطمئن بردارد و با وجود آنان سازمان بتواند خود را به عنوان سازماني در سطح استانداردهاي جهاني مطرح كند.
|